تبلیغات
حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم

با اینكه پرنده ایم بی‌پر هستیم

از طایفه ی بنی‌قلندر هستیم

بر سفره ی هفت‌سین بی‌سبزینه

نوروز رسید و باز هم خر هستیم

حسین رضوی فرد

 




طبقه بندی: طنز و تامل،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 12:37 ق.ظ ] [ مرضیه الف ] [ نظرات ]

نه اینکه باز تو را با لبان گَس بكِشم

نه اینکه طرحی از احساس یا هوس بكِشم

من آن نیم نی غمگین و عادتم اینست

تو را شبیه به قلیان نفس نفس بكشم!

 

 ح.رضوی فرد




طبقه بندی: شعر،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 12:36 ق.ظ ] [ مرضیه الف ] [ نظرات ]

قسم

 

تو را به ساحت این اسب بی‌سوار قسم

به عطر كهنه‌ بابونه‌ی بهار قسم

به هر كه عاشق زیتون چشمهات شده

به شرحه شرحه‌ی سرخ دل انار قسم

به اینكه زنده و بیدار ، خشكمان زده است

به خواب سیصد و نه سال كنج غار قسم

به آنكه مست تو خوردیم تا سَحر همگی؛

"دعای جوشن" انگور را هزار قسم

به درس مثنوی نی كه می‌دَمی در ما

به ناله‌های دل سیمی سه‌تار قسم

به من كه شاعر این شحنه‌های بی‌نسبم

به "حُرّ" به حرمت این نام مستعار قسم

به تو كه فرصت آن شد كه پنبه‌ها بزنی

و وا كنی سر منصور را ز دار قسم

بیا كه رونق عشقت فریب خلق شده

كه می‌خورند دروغین به زلف یار قسم

بیا كه ابر، نمانده كه محو آن بشوی

تو آفتابی و روشن به انتظار قسم

 

حسین رضوی فرد




طبقه بندی: شعر،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 12:36 ق.ظ ] [ مرضیه الف ] [ نظرات ]

فعول نامه

 

بنام خداوند جنگ و گریز

خداوند صلح و خدای ستیز

به نام خداوند ابر بهار

خداوند در فكر راه فرار؛

ز دست كسانی كه رم می‌كنند

برای خدا پا قلم می‌كنند

خدایی كه برنامه ریزی شده

دم و دستگاه عریضی شده

خدایی كه افلاك را تاب داد

به بیچاره ها قرص اعصاب داد

خدایی كه تكلیفمان را نوشت

نه آنقدر سنگین نه اینقدر زشت!

خدایی كه روز ازل سبز بود

سپس زرد شد تا ابد هم كبود

به نام خدایی كه نر آفرید

و با نیت خیر، شر آفرید

به نام خدایی كه زن آفرید

سپس سنگ قبر و كفن آفرید

خدایی كه خود را جهانی نمود

قسم یاد كرد و تبانی نمود؛

كه با خلق عالم تساهل كند

كمربند تكفیر را شل كند

به نام خداوند حر یا حسین

خداوند غربت به تفخیم غین

خدایی كه كشتیم او را همه

"چنین گفت زرتشت"[1] در علقمه!

و "مَن عشّق عفّ ثمّ كتمَ"

نه شرقی نه غربی نه ظلم و ستم!

بنی آدم اعضای یك گله اند

كه در كل همه پاك بی كله اند

گروهی به خود هم رَكب می زنند

جلو شد نشد از عقب می زنند

گروهی سواران بادند و برف

به وقت عمل هم گشادند و حرف

گروهی به دنیای دون مایلند

گروهی هم از زیر، اهل دلند!

گروهی به حظّ بصر می رسند

گروهی به اصل اثر می رسند

گروهی تفكر به ما داده اند

گروهی تفكر به گا داده اند!

گروهی خرِ "مُلك ری" می شوند

پس از فتنه با فتنه قی می شوند

گروهی خریدار گمنامی اند

اگر اهل كوفه نشد شامی اند!

گروهی ایاغند با "بوف كور"

"هدایت" نخواهند شد جز به زور

گروهی چو صفر و گروهی چو یك

صغیرٌ "فقیرٌ الی رحمتِك"

نه با این گروه و نه با آن گروه

نه در قعر دریا نه بالای كوه

درست است كه زخم كاری هنوز...

گپ و گفتمان فشاری هنوز...

درست است در فتنه ها بی كسیم

"قسیمٌ جسیمٌ بسیمٌ وَسیم"

پیاده نمودند برج فكت

لگد خورد آنجای كهریزكت!

صدایش درآمد درون اوین

فعولٌ فعولٌ فعولٌ همین!

سراپا اگر سبز و جِر خورده ایم

ولی دل به سالوس نسپرده ایم[2]

خدا را شما را خدا را شما

شما را خدا را شما را خدا!


[1] نام کتابی از نیچه

[2] سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ...(زنده یاد قیصر)

حسین رضوی فرد 

 

 




طبقه بندی: طنز و تامل،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ مرضیه الف ] [ نظرات ]

شعر معنی اندر معنی!

 

درد ما بی درمان درد ما بی پولیست

درد ما قدقد نیست درد ما قوقولیست

درد ما عالمگیر درد ما در تدبیر

درد خودشیفتگی درد خودشنگولیست

درد ما در تعلیق جمع ما در تفریق

حاصل ضرب ما درد بی مسؤولیست

پرده هامان از پشم کرده هامان از کشک

کار ما درویشی بار ما کشکولیست

درد ما سربسته درد ما از هسته

جرم بی مولکولی داغ تک سلولیست

در سفیدی سرخیم در سیاهی سبزیم

درد ما نی رنگ است رنگ ما معمولیست

سود ما سودابه رود ما رودابه

نوش ما نوشاب ِ آنجلیّا جولیست

بحث سنگینی نیست حرف ننگینی نیست

طرح و ترکیب ما طرح ناشاقولیست

نه ضمیر شخصی نه ضمیر جمعیم

ادعا هم داریم نقش ما موصولیست!

گرچه خالی از خیر گرچه پر از بغضیم

این عرائض حکماً صرف دلمشغولیست.

 

--------------------------
عنوان "شعر معنی اندر معنی" از استاد بهاءالدین خرمشاهیست.

 

حسین رضوی فرد

 




طبقه بندی: طنز و تامل،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 12:33 ق.ظ ] [ مرضیه الف ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

غمی که لحظه لبخند بر لبم گل کرد
تمام عمر نبود تو را تحمل کرد
تمام عمر نشست و برای آمدنت
به عاشقانه ترین لحظه ها توسل کرد
هنوز گمشده در کوچه های خوشبختی
کسی که وسعت عشق تو را تقبل کرد
تمام دلهره ها را به باد خواهد داد
کسی که لحظه عاشق شدن توکل کرد

/وقتی میان نفس و هوس جنگ میشود/

/قلبم به چشم هم زدنی سنگ میشود/

/آقا ببخش بس که سرم گرم زندگیست/

/کمتر دلم برای شما تنگ میشود/


می نویسم...
برای مردی که چهار گوشه قلبش شکسته است...

نویسندگان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
میشه لطف کنین نظرتون رو راجع به نوشته های من بگین؟؟؟ ممنون....





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب