تبلیغات
حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم



داشتیم فکر می کردیم که اگر مقابل روسیه، یکی دو امتیاز ناقابل گرفته بودیم، الان راحت می توانستیم به دور دوم لیگ جهانی والیبال صعود کنیم. یکی با حسرت پرسید: "آخه چرا حتی دو ست هم نبردیم؟" و یکی دیگر، خیلی جدی جواب داد: "چون او موقع هنوز روحانی نیومده بود." درست می گفت؛ یعنی بازی اول و دوم ما قبل از انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد اما واقعا این دو مقوله به هم ربطی دارند؟! فوتبالمان رفته جام جهانی، والیبال شاخ سه تا از غول های دنیا را شکسته، قیمت دلار و طلا آمده پایین، بورس روزهای خوبی دارد، و چند اتفاق خوب دیگر که همه بعد از انتخابات اخیر افتاده اند. برای این همه خوشبختی باید از چه کسی تشکر کرد؟

این روزها ملت کسی جز حسن روحانی را برای این قدردانی نمی یابند و "روحانی مچکریم!" تکیه کلام خیلی ها شده. هر چیز بی ربط و با ربطی را هم به آمدن او مرتبط می دانند؛ حتی ناپرهیزی صدا و سیما در پخش زنده فوتبال و والیبال را. (جریان پخش تصویر شکیرا در حین بازی اسپانیا و ایتالیا از شبکه سه و سانسورهای نصفه نیمه تماشاچیان ایرانی زن تیم ملی والیبال ایران)

بعضی ها هم می گویند شنیده اند که مردم مصر در میدان تحریر فریاد می زدند: "روحانی شکرا شکرا" این عبارت بامزه دو کلمه ای، یکی دیگر از موج های شوخی های جوانانه است که در این سال ها، به بهانه های مختلف و به شکل های گوناگون مد شده؛ بعضی هایشان منقرض شده اند و بعضی ها هنوز به حیات خود ادامه می دهند. پرونده ویژه این شماره را به همین موضوع اختصاص داده ایم. اینکه این موج ها چرا به راه می افتند و از چه چیزی حکایت می کنند؟



چرا موج "روحانی مچکریم" اینقدر فراگیر شد؟
چه مطالبی در پشت ستاره حلبی این جمله ساده نهفته است؟





هر جا سخن از تچکر (آداپته همون تشکر خودمون) است، نام روحانی می درخشد ...

جریان "روحانی مچکریم" شاید در ابتدا واکنشی از سوی مخالفان بود برای به نقد کشیدن این جریان اما خیلی زود با ورود به صفحات شبکه های اجتماعی به جریانی قوی از طنزهای جدید تبدیل شد که چه موافقان و چه مخالفان در ترویج آن بسیار کوشیدند. آنها وقتی دیدند که دستاویزی برای سوژه های جدید طنز پیدا شده، دست از کشمکش های سیاسی خود برداشتند و بر غنای این موج جدید افزودند.


حالا این روزها "روحانی مچکریم" نیز جای خود را در زمره طنزهایی مثل "پ ن پ"، "تا حالا دقت کردین ..."، "غلتنامه" و از این قبیل محکم کرده و یکه تازی می کند. با این حال این جریان جدید طنز نکته های فراوان جامعه شناختی در خود دارد که بسیار قابل تامل و تحلیل است. توجه داشته باشید که گاهی مضحک ترین جملات حاوی جدی ترین پیام های اجتماعی است. من سعی کرده ام در خلال بررسی تعداد زیادی از این جملات طنز، برخی از این نکات را کمی تحلیل کنم:

1) شروع این جریان جدید طنز ابتدا کنایه ای بود از سوی جریان رقیب به کسانی که زیاده از حد فکر می کردند همه اتفاق های خوب این روزها متاثر از انتخاب حسن روحانی است. مبالغه بسیار در ارتباط دادن اتفاقات کوچک و حل برخی از مشکلات جزیی به این انتخاب سیاسی به نوعی هم این نوع از افراط را به نقد می کشید و هم به نوعی احساسات درونی جریحه دار شده از این شکست سیاسی را آرام می کرد.

- از وقتی روحانی رئیس جمهور شده، همه چی خیلی منظم پیش میره، مثلا شما ببین دیروز آخرین روز هفته بود، آخرین روز ماه هم بود، آخرین روز بهار هم بود، باز امروز رو ببین، اولین روز هفته است، اولین روز ماه هم هست، اولین روز تابستون هم هست. روحانی مچکریم!

- از وقتی روحانی رئیس جمهور شد، برادرم تونست امسال دیپلمش رو بگیره. روحانی مچکریم!

- به مورچه ها می گم دیگه چرا غذا جمع نمی کنید واسه زمستون ... می گن برو بابا، مگه نمی دونی روحانی رئیس جمهور شده؟!

2) برخی از این جملات طنز فارغ از نیات سازنده شان، بازنمایی هستند از جزئیات زندگی روزمره ایرانی. چیزهای ساده ای که همه کمابیش با آنها برخورد داشته ایم و گاهی بسیار ما را عصبانی کرده اما تا به حال عرصه ای برای بیان آنها نداشته ایم! به همین خاطر هم از این فرصت مناسب کمال بهره برداری را برای مطرح کردن آنها کرده ایم. بسیاری از مشکلات ساده زندگی روزمره در خلال این جملات طنز بازتاب یافته اند.

- امروز دی وی دی رایترم با زدن اولین کلید اومد بیرون ...! روحانی مچکریم!

- چند وقتیه موهام بدون سشوار زدن حالت می گیرن. روحانی مچکریم!

- از وقتی روحانی رئیس جمهور شده، تکه های آناناس از رانی راحت تر درمیاد. روحانی مچکریم!

- سیم هندزفریم ۲ روزه گره نخورده! روحانی مچکریم!


3) برخی از جملات طنز "روحانی مچکریم" فارغ از جنبه طنز موجود در آنها، انتقادی است درونی به برخی از چالش های اجتماعی موجود در جامعه. عمده این چالش ها جزو مسائل روز جامعه هستند و برای حل آنها چاره های بسیاری اندیشیده شده و طرح های بسیاری اجرا شده اما حل نشده است. کارشناسان، مسوولان اجرایی و مردم هر یک درباره آنها نظرات متفاوتی دارند و بسیاری اوقات هم سوژه رسانه ها می شوند. گاهی در برخی از این جملات طنز انتقادآمیز نوعی میل و آرزومندی برای حل این مسائل در دوره جدید هم احساس می شود.

- امروز برای اولین بار دیدم یه نیسان آبی راهنما زد و با احتیاط پیچید. روحانی مچکریم!

- توجه کردید از وقتی روحانی رئیس جمهور شده، دیگه خانم ها به راحتی پارک دوبل می کنن؟ روحانی مچکریم!

4) برخی دیگر از این جملات طنز اشاره ظریفی به مشکلات موجود در روابط اجتماعی ما ایرانی ها دارند. مشکلات اجتماعی کوچکی که بسیاری اوقات یا فرصت نکرده ایم یا حتی خجالت کشیده ایم به آنها اعتراض کنیم و گاهی مانند یک عقده کوچک در پس ذهن ما جا خوش کرده!

- رفتم مغازه پنیر بخرم، فروشنده میگه برو بخور اگه دوس نداشتی بیا تا عوضش کنم ... روحانی مچکریم!

- سوار تاکسی شدم ۱۰ هزاری دادم، راننده خورد داشت! روحانی مچکریم!

5) تعدادی از این نوع جملات طنز هم به نوعی انتقادی است بر این حس اجتماعی که با این اتفاقات خوب گمان می کند هر چیزی به دست با کفایت رئیس جمهور جدید حل می شود و گویی حسن روحانی بسان یک جادوگر قادر است با کلیدهایش در هر قفلی را باز کند.

- از روحانی می خواهیم که قاتل بروسلی رو پیدا کنه. روحانی مچکریم!

- فهمیدم چرا ایران گل نخورد. دروازه قفل بود، کلیدشم دست روحانی بود. روحانی مچکریم!

- شاید باورتون نشه ولی از صبح خواستگارا پاشنه در ما رو از جا درآوردن! روحانی مچکریم!

6) برخی از این جملات فارغ از حس طنزشان واکنشی است به توقعات بیجای مردم از رئیس جمهور جدید که باید هر کاری را برای آنها انجام دهد؛ حتی ساده ترین کارهای روزمره را! بیشتر این جملات با قاعده برعکس ساخته می شود، به این شکل کلی که چرا او این کارها را انجام نداده. البته در برخی از آنها کمی حس عقده گشایی هم دیده می شود!

- از دکتر روحانی تقاضا دارم سوراخای نون سنگک رو پر کنه، مربا آلبالو کوفتمون می شه!

- رفتم هندونه خریدم، سفید در اومد! از روحانی بعید بود واقعا!

- پول پمپ بنزینیه رو که دادم، ۴۹۰۰ برداشت، بقیه رو پس داد. یه نگاه به آسمون کردم گفتم روحانی ... یارو برگشت گفت بی خیال بابا گازوئیل زدی!

7) گروهی از این پیام ها نیز در درون خود چالش های امروزی روابط درون خانواده های ایرانی را بازنمایی می کند. برخی از این چالش ها بسیار ساده و جزیی هستند اما برخی دیگر هم تا حدودی چالش های جدی خانوادگی را بازنمایی می کنند.

- امروز صبح برای اولین بار زود بیدار شدم و رفتم نون خریدم ... بابام بهم خندید و روشو کرد اون طرف و گفت: روحانی مچکریم!

- از وقتی روحانی اومده کنترل کولر همیشه دسته منه! روحانی مچکریم!

- دیگه مامان بابام بچه های مردمو تو سر من نمی زنن. روحانی مچکریم!

- ما یه هفته است هر روز ته دیگ سیب زمینی داریم. روحانی مچکریم!


غربی ها یک اصطلاح دارند به اسم Bandwagon و آن را به کسی نسبت می دهند که زیادی موج سواری می کند. چیزی شبیه "اسکی رفتن" و "پاتیناژ رفتن" ما، ولی با کاربرد خیلی بیشتر. مثلا آن ور آبی ها به جماعتی که تا استقلال اوضاعش در لیگ برتر بهتر می شود رنگ عوض می کنند و استقلالی می شوند و تا پرسپولیس جلو می زند (که به ندرت چنین اتفاقی می افتد) پرسپولیسی می شوند، می گویند بندواگن. طبق همین تعریف حتی ملتی که بنا به توصیه "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" در هر برهه و دوره زمانی آویزان یکی از قدرت های شرق و غرب هستند و آخر سر هم هیچی نمی شوند همین لقب بند واگن را می گیرند.

اما بندواگن جدا از تعاریف و معانی خیابانی اش، یکی از زیرشاخه های مهم پروپاگاندا یا علم تبلیغات برای بسیج افکار عمومی هم هست. این اصل که در زبان خودمان به اسم "اثر ارابه موسیقی" شناخته شده می گوید آقا جان! مردم زمانی که متوجه شوند (یا به آنها القا شود) که میلیون ها نفر دیگر مشغول فکر کردن یا حرف زدن درباره چیز خاصی هستند، یا نوع خاصی فکر می کنند، احتمال اینکه آنها هم بدون فکر و تامل و همینطوری محض تنوع آن را بپذیرند و آنطور حرف بزنند و آنطور فکر کنند، به شدت زیاد است. حتی چند وقت پیش تحقیقی می خواندم درباره اینکه مردم در انواع انتخابات، به فرد یا گروهی که حدس می زنند (یا در تبلیغات به آنها نشان داده می شود) که پیروز است، تمایل بیشتری دارند. اصل پروپاگاندای بندواگن همه جا و همه وقت درست عمل کرده و حتی در همین چند ماه بارها پیش آمده که رسانه های غربی در زمانی که بازار نوسان زیادی دارد، از روش القای سوددهی خرید سکه و ارز و کالا، به بدتر شدن اوضاع دامن می زنند؛ مثلا من با خیال راحت نشسته ام خانه و دارم میوه می خورم اما تا می بینم یک سوم تهران در حال غارت هایپر استار هستند، می گویم "اوه، قراره قحطی بشه، منم برم خرید."

به نظرم همه ماجرا همین است! حتی خود شبکه های اجتماعی هم در توضیح اینکه چطور می توانید این جور موج ها را بسازید، توضیحاتی می دهند. مثلا شما می نویسید "امروز هوا چه خوبه"، دوستتان می نویسد "اینجا هوا سرده" و بعد با یک کلیک می شود همه این هوا را همه جا دید و اگر این "هوا" کلمه بهتری باشد و موقعیت برای بامزه بازی و شوخی با آن وجود داشته باشد، تکیه کلام ساده شما می ترکاندو اصطلاحا "تِرند" می شود. مردم هم که شکر خدا همه بندواگن! به جهت اینکه ثابت کنند من هم اینطوری فکر می کنم و "منم بلدم" بازی را ادامه می دهند.

منظورم اصلا این نیست که اینجور کارها عامیانه است و ما ال و بلیم. ما فقط درباره یک اصل حرف می زنیم؛ اصلی که همیشه و همه جا جواب داده و هر جور بازی ذهنی درست و غلط و زشت و پاکی که دلتان بخواهد را می توانید با آن راه بیندازید.
پ ن 1: این مطلب نوشته اینجانب نیست....و از اونجایی که برام جالب بود برای مخاطب های عزیزم هم گذاشتمش...

پ ن2: از همین تریبون به دوستان آزاد اندیشم اعلام میکنم که هر نوع برداشت از این مطلب آزاد است...

  پ ن3:ولی از همه این صحبت ها که بگذریم نباید باز هم از تشکر کردن از دکتر روحانی مضایقه کرد. دلایلشم...به قول این روزهای محمد حسین لطیفی...بماند...





طبقه بندی: طنز و تامل، وقایع اتفاقیه،
[ پنجشنبه 27 تیر 1392 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ مرضیه الف ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

غمی که لحظه لبخند بر لبم گل کرد
تمام عمر نبود تو را تحمل کرد
تمام عمر نشست و برای آمدنت
به عاشقانه ترین لحظه ها توسل کرد
هنوز گمشده در کوچه های خوشبختی
کسی که وسعت عشق تو را تقبل کرد
تمام دلهره ها را به باد خواهد داد
کسی که لحظه عاشق شدن توکل کرد

/وقتی میان نفس و هوس جنگ میشود/

/قلبم به چشم هم زدنی سنگ میشود/

/آقا ببخش بس که سرم گرم زندگیست/

/کمتر دلم برای شما تنگ میشود/


می نویسم...
برای مردی که چهار گوشه قلبش شکسته است...

نویسندگان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
میشه لطف کنین نظرتون رو راجع به نوشته های من بگین؟؟؟ ممنون....





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب