تبلیغات
حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم
بسم رب المهدی....

دلم گرفته بود....خیلی گرفته بود...
نشستم از اولین پستی که توی وبم گذاشتم خووووووندم تااااااااااا اینجا.............
عجب داستانی بر من گذشته بود....
نمی دونم دلیل این بهم ریختگی ایمیلی بود که ظهر خوندم....یا مدت ها بود بهم ریخته بودم و منتظر یه تلنگر بودم تا بیرون بریزم....

این روزها خیلی از دست خودم دل پری دارم....
سال نود یه وب ساختم به اسم اقا....الان 92 هستیم و من هنوز توی همون نقطه ای ایستادم که قبلا بودم....
حتی...حتی مطمئنم بدتر از اون....می دونم حتی خیلی از پله های این نردبون رو پاین تر اومدم....خیلی جاها سقوط آزاد داشتم....

اصلا این بهم ریختگی همه جریان زندگیمو تحت شعاع قرار داده.....
درس خوندم...کارام..نوشته هام....کتابام....فیلمام....جلساتم.....همه چیزم بهم ریخته....حتی ارتباطاتم.....

هع....دنیا داره میگذره و میگذره...و ما ...نه...و من پر شدم از شعارهای تو خالی که هر روز میگم و دریغ از عمل به این شعارها....
از زندگی به سبک شعاری خسته شدم...خیلی خسته شدم....خیلی.......
بعضی شب ها توی تنهایی اتاقم تا مرز جنون میرم...که چی؟؟؟ که چرا اینجوریم؟؟؟که چرا چند ماهه اوضاعم اینه و به این نقطه رسیدم.....
نتیجه چیه؟؟؟؟ هیچی....یه هیچ بزرگ که بدجوری داغونم کرده....
یاد این بیت از حسین پناهی می افتم...پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست.............................

نمی دونم دلیل این سردرگمی چی هست...و اصلا قراره به کجا برسم....
فقط میدونم از اون 313 شعاری همیشگیم انقر دور شدم که دیگه معجزه اعداد و شمردنشون از دستم خارج شده........

فقط می دونم من اینی نیستم که یه عده فکر میکنند...فقط می دونم پشت این نقاب ادم خوب بودن اصلا اونی نیستم که...........

دلم یه بسته قرص میخواد......که بخورم و برای چند روز بخوابم....وقتی بیدار میشم همه چیز تغییر کرده باشه.....
همه چیز..............

دلم کمی تنهاییی و تفکر می خواد..همین...فقط همین......
فقط و فقط همین.....
سایه تنهایی
92.1.26

[ دوشنبه 26 فروردین 1392 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ مرضیه الف ] [ هر چه شما میگویی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

غمی که لحظه لبخند بر لبم گل کرد
تمام عمر نبود تو را تحمل کرد
تمام عمر نشست و برای آمدنت
به عاشقانه ترین لحظه ها توسل کرد
هنوز گمشده در کوچه های خوشبختی
کسی که وسعت عشق تو را تقبل کرد
تمام دلهره ها را به باد خواهد داد
کسی که لحظه عاشق شدن توکل کرد

/وقتی میان نفس و هوس جنگ میشود/

/قلبم به چشم هم زدنی سنگ میشود/

/آقا ببخش بس که سرم گرم زندگیست/

/کمتر دلم برای شما تنگ میشود/


می نویسم...
برای مردی که چهار گوشه قلبش شکسته است...

نویسندگان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
میشه لطف کنین نظرتون رو راجع به نوشته های من بگین؟؟؟ ممنون....





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب